خرید بک لینک
سناریو رو نوشتم ، الان میگه انیمیشنش‌ رو هم خودت بساز! من واقعا بلد نیستم!چند روزه کارم شده از هوش مصنوعی سوال پرسیدن ، این سایت رفتن این اپلیکیشن و نصب کردن الان یاد گرفتم ولی برنامه هاشون رایگان نیستن به پول ایران هم خریداری نمیشن!حتی به یکی از دوستام که دل خوشی ازش ندارم و پیش خودم گفتم اصلا بهش پیام نمیدم هم پیام دادم و زورم‌ میگیره چرا این کارو کردم ! به هر دری زدم!+ شاید میخواستم خودمو به این خانوم توی اداره ثابت کنم و بگم ببین انتخابت‌ درست بوده من از پس هر کاری بر میام !ولی بر نیومدم. قر

برچسب: نویسنده: rerablog تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

وقتم به بطالت داره میره و اصلا نمیتونم درس بخونم .از وقتی شروع کردم بیشترین زمام مطالعه ام ۲ ساعت بوده حتی یک فصل از یک کتاب و نتونستم بخونم و بعد انتظار دارم قبول بشم!نمیدونم مهر ماه حضوری هست یا مجازی ولی مبنا رو میذارم حضوری باشه و از مهر تا بهمن که امتحانم هست از شنبه تا پنج شنبه سر کارم و بعدش مثل جنازه میام خونه خیلی خیلی هنر کنم شبی ۱ یا ۲ ساعت درس بخونم که یعنی هیچی! الان گلد تایم من هست و من نمیخونم راستش کتاب هام خیلی سخته و رشته ام و دوست ندارم .... مثلا اگر فیزیولوژی گایتون‌ و بهم ب

برچسب: نویسنده: rerablog تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

لب تابم تمام درایو‌ هاش پرشدهدو تا فلش با گیگ بالا در حال انفجاره دیگه هیچ جایی رو ندارم اینا رو خالی کنمفک کنم دو ماه پشت سر هم بشینم فیلتر کنم جدا کنم فایل ها رو از هم بازم تموم نشن پ.ن:از ادم هایی که حق به جانب غر میزنن‌ متنفرم! دلم میخواد در لحظه ادبشون‌ کنم و درسی که خانواده محترم بهشون نداده رو من بدم .ولی حیف که احترام دست و پام و بسته وگرنه !.....

برچسب: نویسنده: rerablog تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

برای همین همیشه میگم عشق خطر ناک.البته برای کسی که متعهده نه‌ کسی که تعدد پارتنر داره و مثل آبنبات چوبی آدم ها رو تعویض میکنه. در مورد خودم بگم ، که ، حالم جالب نیست . چون درس نمیخونم با بی ارادگی درس نمیخونم . از صبح تا شب توی تمام ذهنم اینه که درس بخون بخون بخون ، شب که میخوابم حتی ۲ ساعت به زور خوندم و حالم از این وضع بهم میخوره . هر چند اصلا علاقه ندارم یک سری مسائل که عادی شده بین دخترا رو در فضای مجازی حتی بیان کنم ولی این حالم بی ربط به دوران pms نیست . در هر صورت فعلا ، از همه بدم میاد

برچسب: نویسنده: rerablog تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

دوست دارم هر زمان که حرفی برای برای گفتن داشته باشم اینجا بنویسم .هر چقدر که بزرگتر میشم ، کنار اومدن با تنهای برام راحت تر میشه .گاهی عصبی و کلافه میشم ولی قابل تحمله .تنهایی که میگم منظورم صرفا ارتباط با پارتنر عاطفی نیست . تنهایی یعنی احساس خلا در میان انبوه ادم ها .اینکه منوجه بشی افکار و احساس و موجودیت‌ت بین همه ادم های اطرافت تنهاست .از وبلاگ همسایه خواندم که می‌گفت:سوگ مدام چند ماهی بود نصفه کاره مانده بود. دیشب شروعش کردم. بعد از تجربه‌ی سوگ اخیر بنظرم بهترین وقت بود برای ادامه دادنش. ه

برچسب: نویسنده: rerablog تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 2:54

صفحه بندی